آبی بیگلو ساسان

من ساسانم بچه ی اردبیل شهر آبی بیگلو ابی بیگلو ............. خوش اومدین

دوباره وطن ( آبی بیگلو )

 با سلام و خسته نباشید خدمت همه ی همشهریان و هموطنان عزیزم

(((  آذربایجان به سوگ نشست )))

 خدا رو شکر شهر قشنگمون از زلزله 6.2 ریشتری ساعت 16:53 دقیقه روز شنبه در امان موند 
من از همینجا از طرف اهالی شهر آبی بیگلو و خودم  این حادثه رو به اهالی منطقه ی اهر و ورزقان  
تسلیت عرض میکنم.. 
خدا ایشالا به بازماندگان صبر بده و عزیزان از دست رفته رو غریق رحمت کنه 


امروز هم چند تا عکس از تابستون 91 میزارم 
امیدوارم خوشتون بیاد
و سعی میکنم در معرفی این شهر توریستی حداکثر تلاشمو بکنم 



یه ظهر مه آلود در آبی بیگلو 



اینم یکی دیگه


خیابان ولی عصر شهر آبی بیگلو


خیابان امام خمینی شهر ابی بیگلو
تقریبا مرکز شهر


میدان دوم شهر آبی بیگلو
روبروی بخشداری ویلکیج


ساختمان شهرداری شهر آبی بیگلو  

محل شورای اسلامی سهر آبی بیگلو 

مرکز آتش نشانی شهر آبی بیگلو

.........................................................................

ممنون از این که به وبلاگم سر زدید امیدوارم بازم سر بزنید 

در آخر شهرداری محترم به این عکس پایینی توجه کنند
/// لطفا رسیدگی کنید ///


این خیابان ولی عصر شش ماهی هست اینطوری است 
دیگه حتی نمیشه بهش گفت راه خاکی 

ایشالا بعد از تعمیر این خیابان این عکس از وبلاگ حدف خواهد شد 

ممنون از حمتون   شاد و پیروز باشید
بدرود
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1391ساعت 18:40  توسط ساسان رستمی  | 

عکس آبی بیگلو

سلام

با عرض شرمندگی که چند وقت بود دیگه
نمیودم تا وبلاگ رو آپدیت کنم

امروز چند تا عکس بهاری از آبی بیگلو میزارم تا ببینید



واقعا که عجب طبیعتی وسط شهره



اینم ابتدای خیابان ولیعصر آبی بیگلو



شهر رو حال میکنید چقد نوسازه



نه اشتباه نکنید این عکس دسکتاب ویندوز نیست........
اینجا جنگل فندق آبی بیگلو هستش
ماشالا ببین خدا چه طبیعتی داده



اینم بازم جنگله راه آبگرم طبیعی آبی بیگلو




اگه دقت کنید وسط عکس یه شهر میبینید که اون شهر ماست
فاصلمون تا جنگل فقط پنج دقیقه است

این شهر استعداد توریستی شدن رو داره اگه
مسیولین عزیز همت کنن و بودجه ای برای این کار اختصاص بدن
اگه این همه طبیعت و آب و هوای خوب هر جای کشور بود الان به یکی
از بهترین تفرجگاههای دنیا تبدیل میشد ولی حیف که
تا حالا هیج اقدامی برای این کار نشده
حتی یه راه مناسب هم برای اون درست نکردن

زیاد سرتون رو درد نیارم

یا علی
موفق باشین خدا نگهدار تا آپدیت بعدی



وطن میسازمت با خاک تن...

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 خرداد1391ساعت 17:25  توسط ساسان رستمی  | 

آبی بیگلو

سلام

امیدوارم همتون خوب و سالم و سر حال باشید
 
 امروزم چهار تا عکس از یه شب زمستونی
میزارم   امیدوارم خوشتون بیاد












اینروزا سرعت اینترنت خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی پایینه
شرمنده
بای

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1390ساعت 14:41  توسط ساسان رستمی  | 

زمستان 90 آبی بیگلو

سلام بر تمام بازدیدکنندگان وبلاگ آبی بیگلو

از همتون معذرت میخوام اگه دیر دیر عکس میزارم
آخه زمستون شهرمون زیاد جالب نیست که عکس بزارم
همش برف و باد هستش

امروزم چند تا عکس میزارم از شهر و جنگل فندق و زمستون
امیدوارم خوشتون بیاد



این عکس زمستون امساله که تقریبا یک متر برف اومده بود
خیلی هم سرد بود کولاک هم بود



اینم میدون اصلی شهره این تابستون



اینجام جنگل فندق هستش
اگه دقت کنین وسط عکس یه شی بتنی میبینید
اون چشمه هستش

این  درخت سیب هم که می بینید تو عکس تو شهرمونه
امسال خوب محصول داده
ولی حیف به خاطر سرمای زمستون نمیشه باغ میوه تو شهرمون داشت



ولی فک نکنین شهرمون هواش خیلی بده 
تابستونا که همه جا مثل جهنمه این جا خنک و سر سبزه مثل بهشت



این عکس آخری هم جنگله بازم

ببخشید اگه سرتون رو درد آوردم
امیدوارم که از عکسها خوشتون بیاد

ایشالا تو مطالب بعدی یکمی اطلاعات در مورد شهرمون میزارم

امیدوارم که موفق باشین هر کجا که هستین    فعلا بای

شریف ترین قلبها  قلب کسانی است که در آن اندیشه آزار کسی نباشد


+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1390ساعت 12:22  توسط ساسان رستمی  | 

smshaye qeep

نگران نبودنت نباش نفرينت نمي كنم!همين كه ديگر جايت در دعاهايم خاليست برايت كافيست

تيرش زدم سايه ام را،باز هم آمد...رهايم نمي كند،دستم را مي فشارد،با من قدم ميزند،انگار ميداند كه خود همدم دلتنگيهايم هست...

اي فلك گرمن نميزادى اجاقت كور بود؟من كه خود راضى بر اين خلقت نبودم زور بود؟من كه باشم يا نباشم كار دنيا لنگ نيست!من بميرم يا بمانم كه كسي دلتنگ نيست

حق همی گوید چه آوردی مرا. اندرین مهلت که دادم مر تو را. عمر خود را در چه پایان برده ای؟ قوت و قوت در چه فانی کرده ای؟ گوهر دیده کجا فرسوده ای؟ پنج حس را در کجا پالو ده ای؟ گوش و چشم و هوش وگوهرهای عرش خرج کردی چه خریدی تو ز فرش؟ دست و پا دادمت چو بیل و کلند من ببخشیدم ز خود.آن کی شدند؟ نعمتت دادم بگو شکرت چه بود؟ دادمت سرمایه همین بنمای سود. داریوش.(مولانا)

آن روز که سقف خانه ها چوبی بود / گفتار و عمل در همه جا خوبی بود / امروز بنای خانه ها سنگ شده / دلها همه با بنا هماهنگ شده

به دنبال خدانگرد.خدادربیابانهای خالی ازانسان نیست خدادرجاده های تنهایی بی انتهانیست به دنبالش نگردخدادرنگاه منتظرکسی است که به دنبال خبری ازتوست.خدادرقلبی است که برای تومیتپد.خدادرلبخندی است که بانگاه مهربان توجانی دوباره میگیردخداآنجاست درجمع عزیزترینهایت.خدادردستی است که به یاری میگیری درقلبی است که شادمیکنی درلبخندی است که به لب می نشانی.خدادربتکده ومسجدنیست گشتنت زمان راهدرمیدهد.خدادرعطرخوش نان است.خدادرجشن وسروری است که به پامیکنی خدارادرکوچه پس کوچه های درویشی ودورازانسانهاجستجونکن!خداآنجانیست.اودرجایی است که قلب شکسته ای نمانده است درنگاه پرافتخارپدرومادری است به فرزندش.درنگاه عاشقانه همسر...

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1390ساعت 14:38  توسط ساسان رستمی  | 

آبی بیگلو & ساسی

سلام  به همه ی مردم ایران و شهرمون و خارجیا که شرمندمون کردن هی ویزیت کردن

اینبارم چند تا عکس قشنگ از شهرمون گذاشتم

ببینید حالشو ببرید


اینجا طرفای میدان امام هست



اینجا خوده میدونه



اگه کمی دقت کنید می بینید که شهرمون یه شهر در حال آباد شدنه

مردمش هم خیلی زحمت کش و کاری هستن


  


اینجام ورودی شهرمون هستش  

خرداد ماه بود



اینجام باز ورودی شهره



اینم یه عکس که تقریبا یک دهم شهر توش ملومه


این دیگه عکس آخر بود

در آخر هم از شهرداری شهر آبی بیگلو و تمام زحمت کشان

تشکر می کنم

یه انتقاد هم دارم از شهرداری که بعضی کار هایی که انجام

می دهند  در بعضی جاها خرابش می کنند دوباره درست می کنند که این کار باعث

از بین رفتن بودجه می شود

ولی بازم دمشون گرم

همتون موفق باشین بازم سر بزنید اینجا

//////////////////  نظر فقط یادتون نره  /////////////////////


+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آبان1390ساعت 22:54  توسط ساسان رستمی  | 

اینم چند تا عکس قشنگ از شهرمون ( آبی بیگلو ) و جنگل فندقلو

اول تابستون و وقت درو گندم <

اینم از جنگل




بچه ها عکس زیاده  واسه دیدن بقیش رو  (  ادامه مطلب  )  کلیک کنید

مممنون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 مرداد1390ساعت 17:58  توسط ساسان رستمی  | 

سهیل

این بالایی سهیله  

این پایینی هم منم (( به اسرار بچه ها عکسو میزارم  ))

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 تیر1390ساعت 1:24  توسط ساسان رستمی  | 

اس ام اس عاشقونه

بیاموزیم وفاداری را ازنیلوفر به هر شاخه که میپیچد در آغوشش میمیرد.


**********************

دلم تنگه که احوالت بدونم ، کسی خواهم که پیغامت رسونم ، خداوندا ز مرگم مهلتی ده که دیداری به دیدارت رسونم.


**********************

ازقول یک فرشته، توآسمون نوشته، تومال هرکی باشی، دنیابراش بهشته.


**********************

فکر نکنی دوری واینجانیستی قلب من اونجاست توتنهانیستی.


**********************

امروزبهترین ساعتموشکستم،چون لحظهای بی توبودن رابه رخم میکشید


**********************

چشمانت رو ورق بزن.شاید درگوشه ای ازآن.مرا به یادگارکشیده باشی


**********************

اینجا همه خوبند خیالت راحت ! من مانده ام و چهار تا هم صحبت این گوشه نشسته ایم و دلتنگ تو ایم من…عشق…خدا…عقربه های ساعت


**********************

عشق قویترین سپاه است ، زیرادر یک لحظه بر قلب ، مغز و جسم حمله می کند.


**********************

پیداست که دل کندن اگر آسان بود / فرهاد به جای بیستون دل میکند!


**********************

هیچ میدونی اکسیژنی؟هروقت میخوام چند لحظه بی خیالت شم خفه میشم…


**********************

“♥””مواظب این اس ام اس باش،چون یه دل توش هست که خیلى هواتوکرده!


**********************


خوشتر از قالی کرمان غزلی ساخته ام ، نخ به نخ زیر قدمهای تو انداخته ام ، من همان قالی پاخورده خاک آلودم که دلم را به تمنای دلت باخته ام.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 خرداد1390ساعت 0:0  توسط ساسان رستمی  | 

آبی بیگلو

دلم تنـــگ است از دنیـا چرایش را نمـی دانـم


                                        من این شعـر غـم افـزا را شبی صد بار می خوانم


چه می خواهم از این دنیا، از این دنیای افسونکار


                                        قســــم بر پاکـی اشکـــــم جوابم را نمی دانم


شروع کودکی هایـم سرآغـاز غمــی جانکــاه


                                        از آن غـم تا به فرداهـا پر از تشـویش، گریانـم


بهــار زندگی را مـن هــــزاران بار بوییــدم


                                        کنـون با غصـــه می گویـم خداونـدا پشیمانم


به سـوی درگـه هستــی هزاران بار رو کردم


                                        الهی تا به کی غمگین در این غم خانه می مانم


خدایــا با تو می گویم حدیث کهنـه ی غم را


                                         بگو با من که سالی چند در این غم خانه مهمانم


دلم تنـــگ است از دنیا چرایش را نمی دانم


                                         ولی یک روز این غم را ز خود آهسته می رانم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 فروردین1390ساعت 8:34  توسط ساسان رستمی  |